هادى خسرو شاهى
69
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )
همانطور كه اگر رهبرى آگاه و هوشيار نداشت ، نمىتوانست استمرار يابد و سرانجام به نتيجهء مطلوب نمىرسيد . پس : علاوه بر امام خمينى ، در واقع كار قرآنى - فرهنگى مرحوم استاد علامه طباطبايى در حوزه علميه قم ، كه به طور طبيعى در همه حوزههاى ايران به وسيلهء شاگردانش گسترش مىيافت ، براى ساختن يك جامعهء اسلامى ، يك كار زير بنايى و اصولى بود و بىشك در پيدايش و تداوم انقلاب اسلامى هم نقش اساسى و عمدهاى را داشت ، چون حتى اگر يك جامعه اسلامى به وجود آيد ، ولى از فرهنگ قرآنى بىبهره باشد ، طبعاً نمىتواند استمرار يابد و يا در موارد ديگر تأثيرگذار و نقشآفرين گردد . بديهى است كه اهداف آرمانى در يك جامعه اسلامى ، - بر پايهء آموزشهاى قرآن و سنّت - جز با كوشش عقل و نيروى خرد و قدرت انديشه و اجتهاد پويا و فراگير به ثمر نمىرسد و مرحوم علامه طباطبايى دقيقاً در اين زمينه كاركرد و در رشد و تكامل و بارور شدن انديشهها ، بذرافشانى و سرمايهگذارى نمود و با اينكه كار ايشان در مراحل نخستين ، از سوى بعضى از قشرىگرايان و متحجّران ، غير منطقى ! يا كم عمق ! و غير علمى ! تلقّى شد ، ولى در نهايت همگان شاهد بودند كه تا چه حدّى اين روش منطقى ، عميق ، علمى و بنيادين بوده است . از طرف ديگر ، اهميت كار قرآنى - فرهنگى استاد علامه ، وقتى بيشتر روشن مىشود كه ما جوّ فرهنگى غربزدهء حاكم بر انديشههاى روشنفكر نمايان آن دوران را هم در نظر بگيريم و بدانيم كه چگونه به اصطلاح بزرگان مدّعيان روشنفكرى فرهنگى ! طبق جوّ حاكم ، رسماً خواستار « فرنگىمآب شدن ظاهرى و باطنى ايرانى ! » جماعت بودند و در